(قسمت چهاردهم)
حضرت ایشان نسبت به سیدجمال الدین واعظ اصفهانی که از وعاظ پرشور
مشروطیت بود در پیرامون حقوق مساوی ملت سهترانی میکرد و مقاله مینوشت
خشمگین بود و اورا متهم به کفر و زندقه تمود مینویسد اگر جمال زندیق و جهنمی
ملعون و ان فخرالکفرتدلس واخوه انها این همه کفریات در منا پرومجامع و
جراید خود نمینمودند حال حرفی از حریت و مساوات زده نمیشد شیخ.
ابوالحسن نجفی مرندی که قبلا شرح خدماتش را به استبداد اوردیم در رسالهای
دیگر تحت عنوان صواعق سبعه سال ۱۳۲۴اعلام مشروطیت را با حساب
ابجد برابر عبارت سدت فتنهمعین کرد و به حساب ابجد لعت مشروطه را با
لفظ مشرک برابر میدانست یعنی برابر رقم ۵۶۰ میشمرد این افکار قشری و
بی پا از جانب اکثریت ملایان سراسر ایران بانی می شد لیکن همه انها جرات
ابراز مخالفت بر علیه نهضت مشروطیت را نمییافتند زیرا که اکثریت مردم ملت ایران
پشتیبان ازادخواهان بودند و در ارزوی رسیدن به ازادی و حریت تلاش میکردند در پ
پیرامون انتخابات ازاد حقوق مساوی در مقابل قانون و مجلس که اصل جدایی
ناپذیر اندیشه دموکراسی اجتماعی بود بحث و گفتگو میپرداختند هدف انها
عدالت اجتماعی و استقلال وطن بود در مقابل این افکار و هواسته ها سر کرده
ملایان و فقیهان قشری شییخ فضلالله نوری مرشد خمینی در بالای منبر چیز دیگری میخواست
قصد من از امدن در این مکان شریف فقط اجزای سه امر است
اول اینکه لفظ مساوات را که باعث تساوی حقوق و حدود مسلم و مشرکست از قوانین اساسی بردارند
مسیله دویم جراید داخله را تعطیل کنند مسله سیم اینکه ملتزم شوند که در مجلس مقدس
سخنی به خلاف شریعت به زبان نیاورند پیعنی ار بیخو بن مخالف مشروطیت
و ارا ازادیخواهان بود او معتقد بود که دو لفظ عدالت . شورا مردم را لامذهب میکند و با تاسیس مجلس عصر
ریاست روحانی پایان میگیرد جریت باعث رواج مسکرات و مخدرات مکشوف و شریعت منسوخ
و قران مهجور میشود مشروطیت باعث اشاعه فاحشه هانه ها و افتتاح مدارس
تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان خواهد گردید به افکار ازادیخواهانی چون
مستشار الدوله ایراد میکیرد که ازادیخواهان میخواهند وجود روضه خوانی و
وجوده زیارت مشاهده مقدسه را در ایجاد کارخانجات و در تسویه طرق و شوارع
و در احداث راه اهن خرج کنند به تساوی حقوق افراد در مقابل قانون ایراد دارد
مینویسد تز جمله کار ها مساوات کردن بین یهود و نصاری و مجوس و مسلمانست
که همگی در احکام حدود مساوی باشند پس من به شما میگویم وای بر شما
مسلمانان ......... ایا گمان میکنید که میتوانید چهل کرور مسلم را لا مذهب تنایید والله
هنوز غیرت اسلان نرفته علما تهران و سایر بلدان جایی نرفتهاند نمیتوانید که
ازادی مطلق را در اسلام جاری کرد
شیخ فضل الله نوری با عدهای ملا مستبد در وسط میدان توپخانه چادر زد و هر یک به نوبت منبر میفتند و مردم
را بر علیه مشروط میشوراندند یکی از سید ها که عمامه بزرگی بر سر داشت
روی منبر ایستاد و گفت ای مسلمانان به خدا قسم که من تا بحال از این مایع
کثیف ( منظور شراب است بر دروغگو لعنت ) تخوردهام ولی امشب به کوری چشم بابیهاو بیدین ها دشمنان اسلام
و بسلامتی ( سید وازه های میخواران را هم میدانست ) پادشاه اسلام پناه
این جام را بسر میکشم و فردا همین جام را از خون مشروطه طلبان پر کرده
خواهم نوشید علما و حجج اسلام .......... این منظره مست بازار و این بساط را به نام
حفظ شذیعت بر پا کرده بودند میدیدند و نفس نمیکشیدند
خلاصه انواع دستجات رجاله که با قمه و چماق ورولور عرقهایی را که در چند
نقطه میدان توی دوستکالنیها پیاله پرشراب حاضر کرده بودند خورده به
مشروطه و مشروطه خواه فحش میدادند و همه مجلسیان را بهایی نامیده
که واجب القتل و مهد ور الدم هستند همه این بساط تحت ریاست عالیه شیخ
فضل الله مجتهد با معاونت اقاسید علی یزدی پدر سید ضیاالدین نخست وزیر
کودتای ۱۲۹۹وی بر خلاف پدر ظاهرا مشروط خواه بود
و برادرش سید محمد طالب الحق و سادات شیرازی و ظلاب و غیره بودند ازادخواهان
را در میدان تو۱ خانه قطعه قطعه کردند و نعش پاره پاره انها را به درخت
اویختند یکی از یاران شیخ فضل الله نوری روی منبر در میدان توپخانه فریاد
میزد ای مسلمانان زنا بکنید دزدی بکنید ادم بکشید اما نزدیک این مجلس
نرویدان الله یعفرالذنوب جمیعا شیخ فضل الله نوری به همه نقاط کشور ملایان
مستبد را گسیل داشته بود و به طور مرتب برای انها تگراف میفرستاد تا بر
علیه ازادیخواهان اشوب درست کنند در زنجان ........ اشرارو الواط در منزل
و دور ملا قربانعلی جمع هستند مسجدی که مشرف به میدان بزرگ است
به دست انها سنگر بندی شده ......... پدر کشته ها پسر ته ها شوهر ته ها با ناله
و ضجه به اردوی دولتی شاکی و متظلم میباشند عقلهامات میشود از شنیدن ظلمهایی که به
مردم میکردهاند اطفال مشروطه خواهان را روبروی پدر و مادر میکشته اند
زن های مشروط خواه را به حکم قربانعلی به دیکری عقد میکردهبه زور به
خانه دیگری می برده اند مال ها تاراج گردید ............
فیالواقع خواندن این کاغذ قلب را میسوزاند که این بی دیانت مردم اشرار چه ها کرده اند
با انکه رییسشان ملا قربانعلی بوده که خود را یکی از موجدین و مجتهدین میدانــــــــــــــــــــــــــد
مطالب مرتبط